هوسو - شو (654)، كه يوئيشيكي هم خوانده ميشود، به وسيلهٴ دوشو1، راهب ژاپني، از چين آورده شد. دوشو، متوفي در سال 700، يكي از موجدان تمدن ژاپن بود. او تنها به موضوعات ديني توجه نداشت، بلكه ميگويند پلهايي بنا كرد و رودخانهها را قابل كشتيراني گرداند، و قس عليهذا.
معرفي منطق هندي در ژاپن، در حدود 658، هم بدو منسوب است.2 هوسو - شو مطابق دارمالا كشانا
(يا ويجناناواداي) هندي است، متعلق به ماهاياناي موقت. اين مذهب هنوز در ژاپن متداول است، ولي تنها 41 معبد دارد (حدود 1917).
كوشا - شو (658) به وسيلهٴ دو راهب ژاپني، يعني چيتسو3 و چيتاتسو4، از چين به ژاپن برده شد. اين مذهب معادل آبيدارما كوشاي هندي و چو شه تسونگ چيني است، و بهترين مظهر بودائيت هينايانا شناخته شده است. امروزه از ميان رفته.
جالب توجه است كه دو مذهب قديمتر از كره آمده بود، ولي دوتايي كه حال از آنها سخن گفتم، مستقيماً از چين اخذ شد. اين بدان معنا نيست كه روابط ژاپن و كره قطع شده بود، بلكه با چين روابط مستقيمتري ايجاد شده بود.
نفوذ تمدن چيني به ژاپن تدريجاً تسريع شد، و علتش اين بود كه قلمرو دو تا از سه اميرنشين كره به وسيلهٴ سومي فتح شد؛ شيراگي در 660 كودارا را فتح كرد، و در 668 كومارا. بسياري از فراريان از ممالك مفتوحه فرار كردند و در ژاپن اقامت گزيدند. هنوز در ايالت سستو آثار زيادي از مهاجرت كودارا وجود دارد.
ابن اباض
عبدالله بن اباض در حدود 680 در بصره برآمد. متكلم مسلمان. او رهبر جناح اعتدالي خوارج، و مؤسس فرقهٴ اباضيه بود، كه تا امروز مظهر سادگي اسلام اوليه در زمينهٴ كلام، فقه و سياست است.5 فقه آن مقدم بر مذاهب اربعهٴ سنت و مبتني بر قرآن، سنت نبوي6، و اجماع (اباضيه) است.